post
Untitled 1 300x150 داستان چرا گل سرخ غریب آشنا قسمت یکم

داستان چرا گل سرخ غریب آشنا قسمت یکم

از تولد تا نُه سالگی از زبان مادر و پدرم:
از زبان مادر: یک ساعت مانده به سال ۱۳۶۵ بچه اولم در روز پنجشنبه و شب جمعه برابر با
میلاد امام نهم جواد الائمه (ع) به دنیا اومد و نامش را محمد گذاشتیم ولی چون یک روز قبل
و بعد تعطیل بود اداره ثبت احوال تاریخ تولدش رو ۱۳۶۴/۱۲/۲۸ در شناسنامه اش ثبت کردن.
چون خودم زردی داشتم من رو در بیمارستان شیروخورشید اون زمان و بهمن الان یزد
نگه داشتن و بچه ام رو گفتند ببرن خونه، غافل از اینکه بچه هم زردی داره . چند روز بعد
خانواده متوجه زردی بچه شدن و او به بیمارستان اوردن و دکترا گفتن بچه زردی داره
و  فوراً خون بچه باید عوض بشه. خون بچه ام  رو عوض کردن اما کار از کار گذشته بود
زردی: یه نوع بیماری خونی هست که بعضی از نوزادان هنگام تولد دچارش می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.